زين العابدين شيروانى
509
بستان السياحه ( فارسي )
بلوچ و از مغرب بملك فارس و از جنوب به درياى عمّان و از شمال بارض كرمان و دارالامارهء لار ايضا لار نام دارد و او شهرى بزرك بوده و بمرور دهور خراب شده كويند اكنون قرب سه هزار باب خانه در اوست و نواحى چند مضافات اوست آبش ناسازكار و هوايش بهغايت حارّ است مردمش همكى شيعىمذهب و بدوى مشربند در تواريخ مسطور است كه طول و عرض ولايت لار شصت فرسخ در شصت فرسخست ملكى علىحدّه بوده الحال از مضافات فارس نمودهاند احوال ملوك آن ديار در كتب تواريخ مذكور است كه ايشان از نسل كركين ميلاد بودهاند و كركين در زمان كيخسرو بن سياوش بوده كويند جهة تعيين ساعت هفت سال وارد شهر لار نشد و زمان دولت اولادش تا زمان سلطنت شاه طهماسب صفوى طول كشيد و بروايتى در زمان دولت شاه عبّاس ماضى دولت ايشان منقرض كرديد اكنون نصير خان بن عبد اللّه خان حاكم نافذ الفرمان آن ديار و اميرى عظيمالشّأن و جليل المقدار است به صفت شجاعت و سخاوت و سياست موصوف و به فضايل انسانى و كمالات نفسانى معروفست مخلص درويشان و معتقد ايشانست ذكر لاهيجان نام دو بلده است يكى از توابع شيروان و ديكر از مضافات كيلان شيخ محمّد على مريد سيّد محمّد نوربخش مؤلّف شرح كلشن راز از لاهيجان كيلان بوده و صاحب كتاب كوهر مراد مولانا عبد الرّزّاق نيز از آنجا ظهور نموده است ذكر لاريجان ناحيهايست از نواحى مازندران و قراى آن همكى در كوهستانست هوايش مايل به برودت و آبش در كمال عذوبت و خلقش همكى شيعىمذهب و جبلى مشربند ذكر لاسجود قريهايست ما بين طهران و بلدهء سمنان در دشت واقع و جوانب آن واسع است آن قريه خالى از غرابت نيست و قرب دويست خانه در اوست و آب و هوايش فىالجمله نيكوست عمارات آن قريه سه طبقه است ديده شده ذكر لاسا بندريست مسرّتفزا و از بنادر چين كويند شهريست بهجتقرين جهازات هندوستان و عمّان و يمن و ركن و غيرهم در آنجا لنگر اندازند و ارباب تجارت مهمّات خود را در آن بندر فيصل نمايند و بيشتر از آن بندر غربا و مسافران را حكم نيست و نيز زياده از سه ماه در آن بندر توقف نتوانند نمود راقم نديده امّا بسيار شنيده است ذكر لاهور شهريست مشهور و در افواه و السنة مذكور از مداين قديمه صوبه پنجاب و مدينه بهجتمآبست آن شهر در زمين هموار اتفاق افتاده و جوانب اربعه آن چون كف كريمان كشاده است از اقليم سيّم و هوايش خرّم اندك بكرمى مايل و آبش معتدل و در كنار رود بزرك واقع شده است مدّتهاى مديد و عهدهاى بعيد دار الملك ملوك جم شوكتدرايان فريدون حشمت بوده سيّما سلاطين كوركانيّه سالهاى فراوان آنجا را مقرّ سلطنت فرموده امراى آن دولت و امناى آن حضرت عمارات عاليه و قصور متعاليه در آن شهر ساخته و آثار خوب و بناهاى مرغوب در آنجا طرح انداختهاند در زمان دولت آل تيمور شش فرسخ در شش فرسخ معمور بود اكثر عمارات آنجا بدور دهور خراب و منهدم شده امّا بيشتر آثار ان باقيست اكنون قرب شصت هزار باب خانه در اوست و نواحى معموره و قراى مشهوره مضافات اوست و آنچه خارج قلعه است اكثر خراب و معمور و اندرون شهر آباد و معمور است باروى آن شهر از كچ و آجر بهغايت محكم و بروجش بسيار مستحكم است و جميع عمارات و بيوتاتش نيز از كچ و آجر و سه طبقه و ديوارهاى آن يكسان و برابر است و خانهاى ملوك و امراء بيشتر از سنك سفيد و مرمر و سماق تراشيدهاند و نارين قلعهء پادشاه سمت غربى و شمال شهر واقع و متّصل است از طرف مشرق و منفصل است از جانب مغرب مقدار صد كام و از جهة شمال رودى بزرك قرب پانصد كام دور است و دور حصار نارين قلعه تقريبا شش هزار كام مىشود آن حصار سپهر آثار بهغايت استوار و از سنك سرخ تراشيده سماق مانند بنياد كردهاند و آن حصار خاصه نشيمن شهريار است و از بناهاى نور الدّين جهانكير رشك خورنق و سدير است و آن مشتمل است بر ديوانخانه وسيع و عالى كه چهلستون يكپارچه از سنك سماق در آن كار كذاشتهاند و تخت يكپارچه از سماق دو كز طول و يك كز و نيم عرض جهة نشيمن سلطان وضع نمودهاند كه ديدهء كردون با هزاران ديده مانند آن تخت و ديوانخانه كمتر ديده و حمّامى از سنك مرمر و ستونهاى آن يك قلعه حوض آن از سنك يشم از هفت پارچه و حرمسرائى كه محتويست به صد حجره و برجى مثمن و ايوان و صحن خانه مربّع و جميع صحن خانه و حجرات باحجار ملوّن مانند قالين و مسند و باهو نقارى نموده چنان جفتكيرى كردهاند كه به نظر بيننده